ناناز مامانی و بابایی

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش مـی‌سـپـارم بـه تـو از چـشـم حـسود چمنش نفس ناز تر از جان چه شد از چشم بدان دور بــاد آفــت دور فــلـک

معجزه الهی 💖

در تاریخ 1395/07/28 نوبت سونوگرافی داشتم واسه اینکه از سلامت نی نی مطمین بشم ولی بعد ازسونو دکتربهم.گفت که نی نی وضع خوبی نداره.و وضعیتش خیلی حاده 😢 دکتربهم گفت همین امروزباید برم بستری بشم و ختم حاملگی. ولی من اربس ترسیده بودم بیمارستان نرفتم ولی تا صبح اصلا خوابم نبرد همش تو فکر بودم.اخه دکتربهم گفته بودنی نی  تاریخ 1395/08/26. دنیامیاد. همون روز یعنی پنج شنبه اجبارا به بیمارستان رفتم و روز بعدش مورخ 1395/07/30 در ساعت 19:30 پسر قشنگم به لطف خدای مهربون دنیا اومد.😄 خدای مهربونم شکرت دکتربهم گفت این یک معجزه است که نی نی اتون با این شرایط صحیح و سالم دنیااومده.(اخه اب دور جنین در اثراسترس شدیدی که داشتم تبخیرشده بود) ...
27 بهمن 1395

یه خبر خوب

سادات خوشکلم سلام الان مدتیه که فهمیدیم خدا یه مسافر کوچولو رو مهمون دل مامان کرده. البته تو همیشه میگفتی مامانی میشه بریم یه نی نی خوشکل برای خودمون بیاریم منم بهت می گفتم الان زوده  بذار خودت بزرگتر بشی اونموقع میریم یه نی نی میاریم و تو باید مواظبش باشی حتی تولد امسالت وقتی که دایی علیرضا بهت گفت واسه کادوی تولدت نازنین فاطمه (دختر یکساله دایی علیرضا) واست هدیه اورده. کلی خوشحال شدی و اخر شب بچه اونها رو نمیدادی که با خودشون ببرن میگفتی این کادوی تولدمه قربون اون دل مهربونت برم که اینقد نی نی دوست داری اگه چندماه دیگه صبر کنی خدا یه نی نی خوشکل و ناز مثل خودت بهمون میده و هم بازیت میشه البته من و بابایی هم...
22 فروردين 1395

سلامی دوباره

نازنین دخترم سلام از اینکه بعد از این همه مدت به وبلاگت سر زدم شرمنده اخه وقت نکردم گلم الان هم درگیر بیماری آقا جون هستیم ایشون درگیر بیماری سختی شده که انشالله به زودی زود خدا شفاشون بده و از بستری بیماری بلند بشن.الهی امین این چندوقت اتفاقات زیادی افتادکه از این به بعد میام و هر روز یکیشون رو برات تعریف میکنم عزیزممممم دوست دارم     ...
5 اسفند 1394

عقد كنان خاله

خاله جان عزيزم انشالله خوشبخت و عاقبت به خير بشي       فاطمه سادات عزيزم: شانزدهم اسفند ماه 1392 مصادف با برگزاري مراسم عقد كنان خاله جان بود كه به خوبي و خوشي برگزار شد. به شما هم كلي خوش گذشت چون كلي بچه ي قد و نيم قد توي جشن حاضر بودن و تو حسابي بهت خوش گذشت و با همه بازي كردي مخصوصا عشقت (انيس عمه جون زهره) هم بود و تو حسابي از بودن در كنارش لذت بردي   اين لباس عروس هم كه تنته ،خودم واست دوختم   ...
17 فروردين 1393

سال نو مبارك

  فاطمه سادات عزيزم امسال سومين سالي بود كه با حضور گرمت در كنار سفره هفت سين در كنارمون بودي از خداي مهربون ميخوام كه هميشه سالم و سرحال باشي و صد سال را به خوبي و خوشي در كنار هم تحويل كنيم .     خداي عزيرم ازت ميخوام توي اين سال جديد همه ي بيمارها شفا بدي توي اين سال جديد،همه خوشحال و بي غصه باشن الهي امين   امسال برنامه اي براي مسافرت نداشتيم اما چند جاي زيارتي رفتيم :   رفتيم سيرجان ،امامزاده علي(ع) كلي خوش گذشت   رفتيم انار:امامزاده محمد صالح(ع)   كاش امام حسين (ع) مارو لايق بدونه و دعوتمون كنه بريم پابوسش اي خدا حسرت زيارت مرقد آقا را به دل هيچ كس نذار &n...
17 فروردين 1393

دردانه ام تولد زيبايت مبارك

دختر عزیز و دوست داشتنی من .... 19 دي دومین سالیه که با تمام وجودم بخاطر وجود تو نازنینم سر به سجده میذارم و خدا رو بخاطر حضور تو همیشه، عزیزم هزار بار شکر میکنم.... از  روزی که نطفه، تو همیشه عزیزمو تو وجودم حس کردم باورت کردم عاشقانه لگد هاتو ..تکونهاتو .. لمس کردم و بیصبرانه ثانیه ها رو به عشق در اغوش کشیدنت شمردم و اون لحظه ای که مشامم با عطر وجودت پر شد برای من نهایت زندگی و عشق بود وبس..... گریه کردی .. گریه کردم.. . خندیدی... خندیدم ...نخوابیدی... نخوابیدم ... راه رفتی دستای کوچولوی نازتو  با عشق توی دستای خستم گرفتم با تو بودم ... هستم ... و خواهم بود تا همیشه ....     دردانه ام راه زیا...
19 دی 1392

ناز گلم روزت مبارك

ای بهار آرزوی نسل فردا،دخترم / ای فروغ عشق از روی تو پیدا، دخترم چشم وگوش خویش را بگشا کز راه حسد / نشکند آیینه ات را چشم دنیا، دخترم دست در دست حیا بگذار وکوشش کن مدام / تا نیفتی در راه آزادی از پا، دخترم کوه غم داری اگر بر دوش دل همچون پدر / دم مزن تا می توانی از دریغا، دخترم با مدارا می شوی آسوده دل،پس کن بنا / پایه رفتار خود را بر مدارا، دخترم نازدونه ي مامان روزت مبارك دوستت داريم ...
16 شهريور 1392

عزيزكم سلام

دختر نازنينم سلام ماماني منو ببخش كه دير به دير وبلاگت رو اپ ميكنم آخه اين مدت سرم حسابي شلوغ بود . ولي قول ميدم ديگه تكرار نشه طي اين مدت خيلي اتفاقات افتاده كه دونه به دونه واست مي نويسم شما تا الان 12 تا دندون درآوردي 6 تا بالا 6 تا هم پايين راه رفتنت ديگه كامل شده الان همش دوست داري بدوي خيلي شيطون بلا شدي اول از هر كاري دوست داري هر جا كه ميريم پشتي ها رو بندازي،پشتي هاي خونه خودمون كه ديگه از دستت كلافه شدن چون يك مدت به شدت كم اشتها شده بودي به تجويز دكتر بهت مولتي ويتامين سانستول ميداديم اما بعد از يك مدت، قسمتي از صورت و بدنت جوشهاي ري...
2 شهريور 1392

شيطنتهاي فاطمه سادات در محل كار ماماني

دختر نازنينم روز به روز كه بزرگ تر ميشي شيطون تر مي شي حالا ديگه با تو سركار اومدن واسم سخت شده ديگه  بيش از يك ساعت نميشه توي اتاقم نگهت دارم ميخواي بري بيرون محوطه بري اتاق همكارهاي ديگه به وسايل دست بزني لحظه به لحظه مي پرسي اين چيه؟ و با اون زبون كوچولوت اسمش رو تكرار مي كني بعضي كلمات رو كه نميتوني بگي و به جاش چيز ديگه اي ميگي شيرين ترين دقيقه است .   عاشق اب بازي هستي داخل فضاي سبز محل كار ماماني يه شير اب را زير نظر كردي و هر وقت چشم من رو دور مي بيني سريع خودت رو بهش ميرسوني و اب بازي ميبكني و بعد با لباسهاي خيس مياي و ميگي داداتي هيس (ساداتي خيس)يعني ساداتي لباسهاشو خيس كرده   ...
2 شهريور 1392

عشق و مادر

بر مقدم دختر پیمبر صلوات بر چشمه ی پاک حوض کوثر صلوات بر محضر حضرت محمد تبریک بر مادر شیعیان حیدر صلوات مادر عزيرم روزت مبارك به پاس تمامي محبتهاي بي ريايت ،دستان مهربانت را بوسه باران ميكنم   تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی برای اشکهای من همیشه آستین بودی تو ای همیشه غم خوارم تو ای مطرح ترین یارم به نام نامی مادر همیشه دوستت دارم       ...
10 ارديبهشت 1392