ناناز مامانی و بابایی

ناناز مامانی و بابایی
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش مـی‌سـپـارم بـه تـو از چـشـم حـسود چمنش نفس ناز تر از جان چه شد از چشم بدان دور بــاد آفــت دور فــلـک



[موضوع : ]
[ 10 / 2 / 1392 ] [ 12:11 ] [ مامان ثمینه ]

در تاریخ 1395/07/28 نوبت سونوگرافی داشتم واسه اینکه از سلامت نی نی مطمین بشم ولی بعد ازسونو دکتربهم.گفت که نی نی وضع خوبی نداره.و وضعیتش خیلی حاده 😢

دکتربهم گفت همین امروزباید برم بستری بشم و ختم حاملگی. ولی من اربس ترسیده بودم بیمارستان نرفتم

ولی تا صبح اصلا خوابم نبرد همش تو فکر بودم.اخه دکتربهم گفته بودنی نی  تاریخ 1395/08/26. دنیامیاد.

همون روز یعنی پنج شنبه اجبارا به بیمارستان رفتم و روز بعدش مورخ 1395/07/30 در ساعت 19:30 پسر قشنگم به لطف خدای مهربون دنیا اومد.😄

خدای مهربونم شکرت

دکتربهم گفت این یک معجزه است که نی نی اتون با این شرایط صحیح و سالم دنیااومده.(اخه اب دور جنین در اثراسترس شدیدی که داشتم تبخیرشده بود)



[موضوع : ]
[ 27 / 11 / 1395 ] [ 13:45 ] [ مامان ثمینه ]

سادات خوشکلم سلامبوس

الان مدتیه که فهمیدیم خدا یه مسافر کوچولو رو مهمون دل مامان کرده.

البته تو همیشه میگفتی مامانی میشه بریم یه نی نی خوشکل برای خودمون بیاریم

منم بهت می گفتم الان زوده  بذار خودت بزرگتر بشی اونموقع میریم یه نی نی میاریم و تو باید مواظبش باشی

حتی تولد امسالت وقتی که دایی علیرضا بهت گفت واسه کادوی تولدت نازنین فاطمه (دختر یکساله دایی علیرضا) واست هدیه اورده. کلی خوشحال شدی و اخر شب بچه اونها رو نمیدادی که با خودشون ببرنگریه

میگفتی این کادوی تولدمه محبت

قربون اون دل مهربونت برم که اینقد نی نی دوست داری

اگه چندماه دیگه صبر کنی خدا یه نی نی خوشکل و ناز مثل خودت بهمون میده و هم بازیت میشه

البته من و بابایی همیشه میگیم اگه ما چندتا بچه هم داشته باشیم باز تو از همه واسمون عزیزتری

قربونت برم

 

 



[موضوع : ]
[ 22 / 1 / 1395 ] [ 12:06 ] [ مامان ثمینه ]

نازنین دخترم سلام

از اینکه بعد از این همه مدت به وبلاگت سر زدم شرمندهغمگین

اخه وقت نکردم گلم

الان هم درگیر بیماری آقا جون هستیم

ایشون درگیر بیماری سختی شده که انشالله به زودی زود خدا شفاشون بده و از بستری بیماری بلند بشن.الهی امین

این چندوقت اتفاقات زیادی افتادکه از این به بعد میام و هر روز یکیشون رو برات تعریف میکنم عزیزممممم

دوست دارم

 

 



[موضوع : ]
[ 5 / 12 / 1394 ] [ 10:41 ] [ مامان ثمینه ]

خاله جان عزيزم انشالله خوشبخت و عاقبت به خير بشي

 

 

 

فاطمه سادات عزيزم: شانزدهم اسفند ماه 1392 مصادف با برگزاري مراسم عقد كنان خاله جان بود كه به خوبي و خوشي برگزار شد.

به شما هم كلي خوش گذشت

چون كلي بچه ي قد و نيم قد توي جشن حاضر بودن و تو حسابي بهت خوش گذشت و با همه بازي كردي

مخصوصا عشقت (انيس عمه جون زهره) هم بود و تو حسابي از بودن در كنارش لذت بردي

 

اين لباس عروس هم كه تنته ،خودم واست دوختم

 



[موضوع : ]
[ 17 / 1 / 1393 ] [ 10:23 ] [ مامان ثمینه ]

 

فاطمه سادات عزيزم امسال سومين سالي بود كه با حضور گرمت در كنار سفره هفت سين در كنارمون بودي

از خداي مهربون ميخوام كه هميشه سالم و سرحال باشي و صد سال را به خوبي و خوشي در كنار هم تحويل كنيم .

 

 

خداي عزيرم ازت ميخوام توي اين سال جديد همه ي بيمارها شفا بدي

توي اين سال جديد،همه خوشحال و بي غصه باشن

الهي امين

 

امسال برنامه اي براي مسافرت نداشتيم

اما چند جاي زيارتي رفتيم :

 

رفتيم سيرجان ،امامزاده علي(ع)

كلي خوش گذشت

 

رفتيم انار:امامزاده محمد صالح(ع)

 

كاش امام حسين (ع) مارو لايق بدونه و دعوتمون كنه بريم پابوسش

اي خدا حسرت زيارت مرقد آقا را به دل هيچ كس نذار

 

 

عزيز دلم ببخش اينقد دير به دير وبلاگت رو اپ ميكنم

آخه خيلي سرم شلوغه

 



[موضوع : ]
[ 17 / 1 / 1393 ] [ 10:06 ] [ مامان ثمینه ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

<و إن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لمّا سمعوا الذکر و یقولون إنه لمجنون و ما هو إلّا ذکر للعالمین» فاطمه سادات عزيزم در تاريخ 1387/08/20 من و بابا مرتضي به عقد هم دراومديم و در تاريخ 1388/07/29 ازدواج كرديم ،در سال 1390 تصميم گرفتيم از خداي مهربون تقاضا كنيم تا با بخشيدن يه فرشته كوچولو خوش بختيمون رو كامل كنه در تاريخ 1390/02/23 فهميديم خداي مهربون دعامون اجابت كرده و مارا لايق دونسته كه امانت دار تو فرشته كوچولوي نازنينش باشيم .
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 48
بازدید هفته گذشته : 99
کل بازدید : 47341
ناناز مامانی و بابایی

ناناز مامانی و بابایی

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش مـی‌سـپـارم بـه تـو از چـشـم حـسود چمنش نفس ناز تر از جان چه شد از چشم بدان دور بــاد آفــت دور فــلـک

<-PostTitle->
<-PostContent->
ادامه مطلب

[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
ناناز مامانی و بابایی

ناناز مامانی و بابایی

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش مـی‌سـپـارم بـه تـو از چـشـم حـسود چمنش نفس ناز تر از جان چه شد از چشم بدان دور بــاد آفــت دور فــلـک

<-PostTitle->
<-PostContent->
ادامه مطلب

[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
ناناز مامانی و بابایی

ناناز مامانی و بابایی
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش مـی‌سـپـارم بـه تـو از چـشـم حـسود چمنش نفس ناز تر از جان چه شد از چشم بدان دور بــاد آفــت دور فــلـک
قالب وبلاگ
<-PostContent-> <-PostCategory->
ادامه مطلب
[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

<و إن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لمّا سمعوا الذکر و یقولون إنه لمجنون و ما هو إلّا ذکر للعالمین» فاطمه سادات عزيزم در تاريخ 1387/08/20 من و بابا مرتضي به عقد هم دراومديم و در تاريخ 1388/07/29 ازدواج كرديم ،در سال 1390 تصميم گرفتيم از خداي مهربون تقاضا كنيم تا با بخشيدن يه فرشته كوچولو خوش بختيمون رو كامل كنه در تاريخ 1390/02/23 فهميديم خداي مهربون دعامون اجابت كرده و مارا لايق دونسته كه امانت دار تو فرشته كوچولوي نازنينش باشيم .
نويسندگان
چت باکس